|
یک خوانساری صحبت های یک خوانساری
| |||||||
|
سلام دوستان توی پارک کنارخونه کلی بذرگل هم کاشته بودم که باغبون محترم فکرکرد علف هرزند وخاک روازاین روبه اون روکرد .احتمالا کلی هم لذت برده ازاین کارش خوب بگذریم.نزدیک امتحاناته وفشارکارها زیاد.درحال حاضرهم درامورفرهنگی مشغول به کارم هم فناوری اطلاعات دستمه.بعضی وقتها اونقدرخسته میشم که بعدازناهار بیهوش میشم.خوشبختانه غزل که خیلی حواسش جمعه وطفل معصوم اصلا سروصدانمی کنه.ایلیا هم که اکثرا رکورد خواب می زنه ومن روهمراهی می کنه.باید بگم خیلی زیاد نمی خوابم توی اوج خستگی فوقش یک ساعت ونیم بخوابم.دوروز هم مریض بودم.پنج شنبه قبل توخونه افتاده بودم.غزل ایلیا روجمع وجورکرد میوه بهش داد چندبار دستشویی بردش.غزل بااینکه کوچولوئه ولی فوق العاده مهربونه ودرک بالایی داره.واقعا داشتن فرزند دخترلطف بزرگیه ازطرف خدا وروزی هزاران بارخداروشکرمی کنم. [ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 13:40 ] [ زهره شاه حیدری ]
سلام
چندروزیه عجیب عشق کاشن نهال درخت تووجودم ریشه دوونده.البته قبلا هم عاشق گل وگیاه بودم وسابقه درختکاری هم خیلی دارم اما دوبار ه بدجوری افتادم به این کار.تاحالا سه تانهال درخت توپارک کنارخونه مون کاشتم وچندسری هم بذرگل.راستش دلم می خواد یه جورایی خونسارروشبیه سازی کنم.توی این پارکهای شهری چون آبشون روشهرداری تامین می کنه کاشتن درخت فقط زیبایی سازی داره وکمترین هزینه رو.لذتش روهم خودمون وبچه هامون می بریم.فکرشو بکنید اگه شهرتبدیل بشه به باغشهر چه معرکه ای میشه.منطقه ای که مادراون ساکن هستیم پارک خیلی داره.این چندسال مردم بیشتربه فکرزیبایی سازی محیطشون افتادند.ماهم تصمیم گرفتیم روبروی خونه مون روحسابی سبز سبزش کنیم نظرشماچیه دوستان؟میاید همه باهم شروع کنیم؟ اون دوتا درخت کوچولوکه غزل وباباش کنارش هستند.کاج وآلبالو
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 15:50 ] [ زهره شاه حیدری ]
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:11 ] [ زهره شاه حیدری ]
دختر ۱۸ یا ۱۹ ساله با هیجان به سمت جوانی که کنارش راه می رفت بر می گشت و شادمان به لطیفه های بی مزه او که بلند بلند گفته می شد می خندید. جلوتر قاصدک کوچکی پس سر مردی حرکتی اعوجاج دار کرد و چند متری جلوتر از او میان زن و مرد جوانی که قدم زنان پیش می رفتند فرو نشست. چشم هایم را به آن دو دوختم. مرد زن را با اشاره دست به کناره پیاده رو فراخواند. خود روی تک پله درگاهی نشست و زن در حالی که با موبایل حرف می زد پایش را روی پله گذاشت تا مرد مشغول گره زدن بند باز شده کفشش شود. همیشه می دانستم زن به نواختن احتیاج دارد. روح رمانتیک او خوشی ارتباطی عاشقانه را می خواهد؛ ولو از لابلای لطیفه هایی سطحی بیان شود. حرکت مواج قاصدک در پشت سر مرد اشاره به باورهای مردسالارانه دارد و رفتار آن زوج داستانی است که فرهنگی آکنده از برتری مرد و خدمت گزاری زن آن را بر نمی تابد. دقایقی بعد در برابر درگاه ساختمانی مذهبی که با پارچه نویسی ایام فاطمیه پوشیده شده بود، پسرک ۱۰ یا ۱۱ ساله ای بند کفشش را می بست. (نماد تقلید و بزرگ شدن تحت فرهنگ) چند گام جلوتر مردی دست چپش را به پهنای بدن دراز کرده و به میله ای تکیه داده بود. کنارش پسرکی به تقلید از او نرده جلوی جو آب را گرفته بود و هر دو به ماشینی می نگریستند که دو زن مسن چادری به زحمت از صندلی عقب خارج می شدند. مرد میان سالی نیز کنار ماشین به انتظار ایستاده و سر در کار خود داشت. دو پسر نماد روح هایی بودند که نگاه ارباب رعیتی به زن را از درون تار و پود مذهبی و فرهنگی می آموزند. آن مردان الگوهای رفتاری پسرها بودند و بر خلاف مردان جوان، کوچکترین توجه ای به حال زنان نداشتند؛ زیرا زنان سالخورده دیگر جذابیتی برای عرضه نداشتند که بخواهیم آن ها را بنوازیم. در فرهنگ ما زن جسمی است که خدمت می کند و احساسی که نه دیده و نه شناخته می شود. [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:26 ] [ زهره شاه حیدری ]
بازیگران سینما و تلویزیون ایران و فرزندانشان / گزارش تصویری
|
|||||||
|
زندگی
در كودكی، خانواده او به تهران نقل مکان کرده و در محلهای مذهبی (خیابان خراسان) سکونت گزیدند. از همان اوان کودکی از محضر عالمان دینی بهرهها برد از جمله آنها:
از جمله افرادی که انصاریان با آن ارتباط داشته می توان از الهی قمشهای نام برد که انصاریان در جلسه اخلاق او حضور داشتهاست.
تحصيلات
انصاریان پس از دوره دبیرستان، راه طلبگی را در پیش گرفته و پس از مشورت با الهی قمشهای دروس طلبگی را آغاز کند.
تحصیلاتش در دو حوزه علمی تهران و قم بوده است. در تهران ادبیات را آغاز میکند و پس از آن، کتاب معالم الاصول، لمعتین و معالم را نزد علی فلسفی میآموزد. سپس به حوزه علمیه قم مهاجرت مینماید. در حوزه علمیه قم به محضر شیخ عباس طهرانی میرسد و از او بهرهها میبرد. همچنین در جلسات اخلاقی حسین فاطمی شرکت مینماید وی در این زمینه میگویند:
|
« |
«غالب سخنرانیهای اخلاقی آیةالله فاطمی همراه با اشک چشم و شور و حال از جانب خود آن مرحوم و شاگردان بود». |
» |
سرانجام بدست شیخ عباس طهرانی ملبس به لباس روحانیت میگردد و تحصیلات خود را اینگونه ادامه میدهد:
رسائل و مکاسب و کفایه را نزد افرادی مانند: اعتمادی، فاضل لنکرانی، صالحی نجفآبادی و صانعی فرا میگیرد. پس از اتمام سطوح عالیه وارد مرحله استنباطی فقه و اصول - درس خارج - میگردد. در این قسمت هم از محضر فقهایی چون: سید محمد محقق داماد، منتظری، شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری و بالاخص سالیانی از محضر میرزا هاشم آملی استفادهها مینماید، که حاصل این برهه از ایام تحصیلی انصاریان، تقریرات گرانمایه فقه و اصول درس میرزا هاشم آملی است که او به رشته تحریر در آورده است، و مباحث حکمت را از حضور آیةالله گیلانی، معانی و بیان و بدیع را از حجةالاسلام و المسلمین جوادی در تهران استفاده نمود.
انصاریان از بزرگان آیات و مراجع تقلید مانند: میلانی، آخوند همدانی، میرزا خلیل کمرهای، گلپایگانی، سیداحمد خوانساری، مرعشی نجفی و سید روحالله خمینی صاحب اجازات علمیه و روائیّه میباشد.
سلام دوستان
سال نوبازهم برشمامبارک باد.امیدوارم درپناه حق تعالی موفق وموید باشید
امسال درتعطیلات نوروز قسمت شدچندروزی روبه اهوازبریم ومهمان عمه باشیم.هواکه خیلی عالی بودواثری هم ازگردوغبار نبود.
پل تازه تاسیس اهواز رودیدیم.زیارت علی بن مهزیار رفتیم .درشهر گشتی زدیم.چون ایلیا کوچیکه وزودخسته میشه نشد خیلی مکانهای دیگه روببینیم .باشه انشاالله سفربعدی