اثری فاخر از موسسه سحر فیلم خوانسار و محصولی با ارزش برای خوشنویسان ایرانی

اثری فاخر از موسسه سحر فیلم خوانسار و محصولی با ارزش برای خوشنویسان ایرانی:

جدیدترین محصول آموزشی ، تحلیلی خوشنویسی وارد بازار شد .
سبک شناسی خط نستعلیق در دوره قاجاریه ، عنوان این اثر با ارزش
می باشد که به روایت دکتر علی فرزانه ، استاد انجمن خوشنویسان اصفهان و استاد دانشگاه فرهنگیان تهیه شده است .
این مجموعه شامل 200 دقیقه فیلم آموزشی با نگرشی نو در خصوص تحلیل و بررسی آثار بزرگان خوشنویسی ، همچون ، آقا فتحعلی حجاب شیرازی،
میرزا اسد الله شیرازی ، محمد حسین شیرازی ، میرزا غلامرضا اصفهانی ، میر حسین خوشنویس باشی ،میرزا کاظم تهرانی ، محمد رضا کلهر ، عماد الکتاب و ... می باشد که در قالب دو حلقه دی وی دی تهیه و منتشر گردیده است .

در این مجموعه نزدیک به 100 اثر از بزرگان خوشنویسی دوره قاجاریه مورد بررسی قرار گرفته است ، که تمامی آثار با بهترین کیفیت و به صورت ویدئو گرافیک تهیه شده است .

جهت دریافت محصول به صورت اورجینال با شماره های زیر تماس بگیرید .
09132729379
03712224245
09137180534

------------------------------------------------------------------------------------

دیگر محصولات موسسه سحر فیلم در رابطه با خوشنویسی:

1- سبک شناسی خط نستعلیق از آغاز تا دوره صفویه (برنامه خوانسار)

2- کارگاه ابر و باد سازی سنتی (برنامه قزوین)

روایتی تلخ از حادثه دلخراش اتوبان قم

تصادف دلخراش اتوبان قم - تهران که منجر به کشته شدن 43 نفر و مصدومیت 44 نفر از هموطنانمان شده، تلخ‌ترین خبر دیروز و سال‌های اخیر قم است، اما در اوج این تلخی‌ها روایتی از فداکاری مادر برای نجات فرزند 6 ساله‌اش جذاب است.
خبرگزاری مهر: تصادف دلخراش اتوبان قم - تهران که منجر به کشته شدن 43 نفر و مصدومیت 44 نفر از هموطنانمان شده، تلخ‌ترین خبر دیروز و سال‌های اخیر قم است، اما در اوج این تلخی‌ها روایتی از فداکاری مادر برای نجات فرزند 6 ساله‌اش جذاب است.

 امیرحسین زارع، کودک 6 ساله یزدی که به همراه مادرش از تهران عازم یزد بود نمی‌دانست صندلی شماره 20 اتوبوس او را تنها بازمانده خانواده زارع در این حادثه مرگبار می‌کند.



امیرحسین پدرش را سال‌های گذشته از دست داده بود و با مادر و تنها برادرش زندگی می‌کرد که در این سانحه مادرش گرفتار شعله‌های خشمگین آتش اتوبوس شد و این کودک 6 ساله بی‌کس و تنها از میان آهن پاره‌های سوخته اتوبوس بیرون کشیده شد با جراحاتی که به او وارد شده برای مداوا با بیمارستان نکویی منتقل شد.

بستگان همه مصدومان این حادثه بر بالین بیماران حاضر شدند اما این کودک یزدی با وجود زخم‌های فراوان نه زبان ناله داشت و نه نای حرکت. همه زبان او شده بودند تا مرهمی باشند بر داغ از دست دادن مادر فداکارش.

لهجه شیرین امیرحسین و تنهایی او تنها بهانه‌ای بود که بغض فروخورده همه کسانی که بر بالین رنجور امیرحسین حاضر بودند بترکد.

امیرحسین که با سر پانسمان شده، اطرافیان را عمو صدا می‌زد، همه را به گریه انداخت. از‌‌ همان دقایق اولیه که او را به بیمارستان منتقل کردند، پیوسته سراغ مادرش را می‌گرفت. به او می‌گفتند مادرش می‌آید اما عواطف کودکانه او حس دوری از مادر را به مرگ تبدیل کرده بود. او می‌دانست که مادر خود را فدای او کرده است.

تلاش توام با دلسوزی برای مداوای این کودک مصدوم منجر به درگیری لفظی جزئی بین پرستار اورژانس و مسئول رادیولوژی شده بود. پرستار با اشک‌های حلقه زده در چشم می‌گفت: به خدا این کودک گناه دارد، کسی را ندارد، اول از این عکس بگیرید.

مگر می‌شود جز مرگ، مادری را از فرزند جدا کرد. آری! این بار برخلاف تصور همه روان‌شناسان که جان انسان عزیز است، مادر امیرحسین، فرزندش را از شیشه اتوبوس به بیرون هدایت کرده تا خود گرفتار آتش شود و فرزند دلبندش نجات یابد. چه زیباست این حس مادرانه که برای همیشه ماندگار شد و مادر امیرحسین را به اوج مادرانه رساند.