زهره شاه حیدری

خدایا سپردمشان به تو 

آن روز که خیلی مریض بودم  ومرا به جرم گناه ناکرده به حراست استان فرستاندند درحالیکه هنوز بدنم با وجوددرمان به حالت تعادل صددرصد نرسیده بود.تنها رفتم همراهی نداشتم درمیزمحاکمه گناه ناکرده ای قرارگرفتم.چه بایدمی کردم واقعیت را می گفتم که حیثیت خانوادگی چندنفربرباد می رفت یا خودم قبول می کردم نتیجه کدام بهتربود.حراست خیلی دلش به حال نزارم سوخت ومتوجه شد بی گناهم.اصرار کرد این مزایا را برایت فراهم می کنم بگو .گفتم صبرکنید .آبروی چندبی گناه می رود.بهرحال حراست هنوز منتظر بهبود احوال من بود .ولی روزی واقعیت را افشا خواهم کرد بگذار وقتش برسد.درحین صحبت دوباره به من دارو دادند تا ازحال نروم. 

من از کسانی که بدون کشف واقعیت مرا محکوم کردند نمی گذرم ومی گذارم خدا به ناحقیشان رسیدگی کند.به نفعشان است مرتبه دیگری ظلمی درکارنخواهدبود

آه مظلوم را خدا بی جواب نمی گذارد

وب سایت حرفه ای ام راه افتاد 

حالا گنجی ازمطلبش می کنم 

یک کارهم مدنظرمه که احتمالا به نتیجه برسه .اونوقت کسانی رو به خاطر طلاق والدینم به من گدا گفتند ومن وبچه هامو تحقیر کردند درحالی که نمی دونستند وقتی یکی ازنزدیک ترین کساشون روش نمی شده پول بگیره ومن این کار  را براش می کردم وتازه کلی هم کمک پنهان کردم ،معنای گدابودن رو باسند ومدرک نشونشون می دم 

من از نوادگان قطب الحیدر تورک تربت حیدریه  فیلسوف وعارف بزرگ قرن ششم طبق شجره نامه ای هستم که می دانم دست کیست .اونیز فرزند سالور شاه تورک شاه ترکمنستان وازبکستان بوده 

حالا یه روزی اونی که به من گفت فرزندان من نوه های خان بزرگ .....هستند 

به من گفت دختره دهاتی خوانساری 

آنهم خوانسار شهری تاریخی با اصالت و فرهنگ غنی و عالم ودانشمند بسیار که اکنون نیز مراحل رشد وتوسعه رابه سرعت می پیماید 

 می فهمه تبارش هیچ ارزشی نداره 

اونی که بهدروغ تهمت های فراوان زد رو روزعاشورا با اشک وناله وآه سپردمش به سربریده امام حسین که بادروغ فامیل منو گول زده