کاشت درخت

سلام

چندروزیه عجیب عشق کاشن نهال درخت تووجودم ریشه دوونده.البته قبلا هم عاشق گل وگیاه بودم وسابقه درختکاری هم خیلی دارم اما دوبار ه بدجوری افتادم به این کار.تاحالا سه تانهال درخت توپارک کنارخونه مون کاشتم وچندسری هم بذرگل.راستش دلم می خواد یه جورایی خونسارروشبیه سازی کنم.توی این پارکهای شهری چون آبشون روشهرداری تامین می کنه کاشتن درخت فقط زیبایی سازی داره وکمترین هزینه رو.لذتش روهم خودمون وبچه هامون می بریم.فکرشو بکنید اگه شهرتبدیل بشه به باغشهر چه معرکه ای میشه.منطقه ای که مادراون ساکن هستیم پارک خیلی داره.این چندسال مردم بیشتربه فکرزیبایی سازی محیطشون افتادند.ماهم تصمیم گرفتیم روبروی خونه مون روحسابی سبز سبزش کنیم

نظرشماچیه دوستان؟میاید همه باهم شروع کنیم؟

آپلود

اون دوتا درخت کوچولوکه غزل وباباش کنارش هستند.کاج وآلبالو

 

روزخوانسارگرامی باد

 

 

 

 

آپلود

 

 

 

آپلود

 

آپلود

 آپلود

 

 

Borujen.chb.pnu.ac.ir

سایت بالا درقسمت اطلاعیه ها خبراول روحتماببینید

 

در فرهنگ ما زن جسمی است که خدمت می کند و روحی که گمنام می میرد

دختر ۱۸ یا ۱۹ ساله با هیجان به سمت جوانی که کنارش راه می رفت بر می گشت و شادمان به لطیفه های بی مزه او که بلند بلند گفته می شد می خندید. جلوتر قاصدک کوچکی پس سر مردی حرکتی اعوجاج دار کرد و چند متری جلوتر از او میان زن و مرد جوانی که قدم زنان پیش می رفتند فرو نشست.

چشم هایم را به آن دو دوختم. مرد زن را با اشاره دست به کناره پیاده رو فراخواند. خود روی تک پله درگاهی نشست و زن در حالی که با موبایل حرف می زد پایش را روی پله گذاشت تا مرد مشغول گره زدن بند باز شده کفشش شود.

همیشه می دانستم زن به نواختن احتیاج دارد. روح رمانتیک او خوشی ارتباطی عاشقانه را می خواهد؛ ولو از لابلای لطیفه هایی سطحی بیان شود. حرکت مواج قاصدک در پشت سر مرد اشاره به باورهای مردسالارانه دارد و رفتار آن زوج داستانی است که فرهنگی آکنده از برتری مرد و خدمت گزاری زن آن را بر نمی تابد.

دقایقی بعد در برابر درگاه ساختمانی مذهبی که با پارچه نویسی ایام فاطمیه پوشیده شده بود، پسرک ۱۰ یا ۱۱ ساله ای بند کفشش را می بست. (نماد تقلید و بزرگ شدن تحت فرهنگ) چند گام جلوتر مردی دست چپش را به پهنای بدن دراز کرده و به میله ای تکیه داده بود. کنارش پسرکی به تقلید از او نرده جلوی جو آب را گرفته بود و هر دو به ماشینی می نگریستند که دو زن مسن چادری به زحمت از صندلی عقب خارج می شدند. مرد میان سالی نیز کنار ماشین به انتظار ایستاده و سر در کار خود داشت.

دو پسر نماد روح هایی بودند که نگاه ارباب رعیتی به زن را از درون تار و  پود مذهبی و  فرهنگی می آموزند. آن مردان الگوهای رفتاری پسرها بودند و بر خلاف مردان جوان، کوچکترین توجه ای به حال زنان نداشتند؛ زیرا زنان سالخورده دیگر جذابیتی برای عرضه نداشتند که بخواهیم آن ها را بنوازیم.

در فرهنگ ما زن جسمی است که خدمت می کند و احساسی که نه دیده و نه شناخته می شود.

کمیابی شیر

سلام

ظاهرا بدلیل عدم ورود علوفه خارجی ومصرف علوفه و.........داخلی گاوهای محترم اعتصاب کردند وشیرکمیاب شده.حالا یکی به اینها بفهمونه بابا دلار گرون شده وسرپرست محترمتون ازکجا علوفه دل پسندشماروواردکنه .خوب حالا هرچی هست بخورید دیگه.شماهم بشیدمثل خانم مرغها که همه چی اعم ازهورمون و..می خورند.اتفاقا تپل ترهم میشید.طی مشورتی که گاوهای نازنین باهم انجام دادند ازاین موردهم گلایه داشتند که شما شیر ما رومصرف می کنید اون وقت سریعا تایکی مطلبی رونمی فهمه می گید یارومثل گاونفهمه.تازه می گیدشیر باعث افزایش هوش و..میشه اونوقت صاحب شیر ....

حالا باید یه فکری به حال این اعتصاب کرد ودلخوری هارویک جوری ازدل گاوهای نازنین درآورد