سلام دوستان

تاجاییکه می تونم دوست ندارم بذارم زندگیم حالت یکنواخت وروزمره پیداکنه.دقیقا دلم می خواد هرروزم باروز قبل متفاوت باشه اما یک وقتی شرایط فعلی زندگی بهت اجازه نمیده.راستش خیلی به این مساله فکرمی کنم که ماایرانیها فقط یک کاراداری یک حقوق ماهیانه خوب ونهایتش یک تفریح درحد سرزدن به اقوام یابااونها بیرون رفتن روداریم. ازخیلی ازمسائلی که می تونه به شادابی وتحول زندگیمون کمک کنه دورمی مونیم.شدیم انسانهایی مصرف کننده.بعضی وقتها هم انتقادی ازهم دیگه می کنیم ویاسری به گذشته می زنیم وازتمدن باستانی صحبت می کنیم.آیا تابحال دراین انتقادها ذره ای به خودمون هم فکرکردیم؟آیا فکرکردیم که میشه دوباره تمدن ایران باستان رواحیاکرد؟همین کشورچین چی داشت؟بعدازجنگ این کشورپرجمعیت بافقر واعتیاد دست وپنجه نرم می کرد وحالا شده ابرقدرت.ماهم فقط نق می زنیم ومیگیم نمیشه نمیشه .البته مشکلات دست وپاگیر زیاد داریم.سیستم بازدارنده اداریُ  مشکلات فرهنگی و....توی سیستم اداری ایران کسی اگه بخواد قدمی برداره باکلی مانع وپاسکاری روبرومیشه.دومین معضل اینه که زیاد به خانمها میدون نمی دند وآقایون فکرمی کنند ازهرنفری متخصص ترند.البته این آفت جامعه ست.توسیاست تواقتصاد همه متخصصند بی اینکه درصدیشون کوچکترین اطلاعی ازاقتصاد ویا سیاست داشته باشند.داشتم ازمحیط کارمی گفتم.فشارکارها قدری خسته م کرده واحساس می کنم نیازبه مسافرت دارم.البته یکی دوروز که نباشم یاتلفن مرتب زنگ می خوره یا وقتی برگردم مرتب می گند این کارعقب افتاد فلان شد.اون قانون تصویب شد ومن هم بی خیال زمانی که خونه هستم تلفن رومی گذارم روی به قول خودمون ویبره ووقتی هم برمی گردم طوری جوابشون رومیدم که مسئولیت کاربرگرده سمت خودشون.