سلام دوستان

درپست قبلی گفتم خیلی خسته ام.البته کمی بهترم ولی هنوز دل آزرده ام

سال ۸۸ بود که به امورفرهنگی دانشگاه پیام نو این شهر منتقل شدم.فقط به خاطر روحیه خلاق وحس وظیفه شناسی چندتابرنامه ی جدید رودرامورفرهنگی پیاده سازی کردم.الکترونیکی کردن فعالیت ها  بسط گزارش فعالیت ها به سایتهای خبری ودرج درنشریه دانشگاه که حالا تبدیل به یک سایت خبری مشهورشده.ساختن نیمچه وب سایتی برای امورفرهنگی وتشکل ها   پیاده سازی آموزش کاربارایانه به اعضای انجمن ها وگسترش نشریات طنز و..

بعدازمدت کوتاهی پیام نوراین شهرکوچک  دراستان   سازمان مرکزی وچند مرکزدیگه   چهره شد.درسال۹۱ انجمن ها گسترش زیادی پیداکردند تو مسابقات رباتیک توکشورسوم شدیم چندمقام ورزشی هم درکشورآوردیم.البته درسال۹۱ این پیام نورگمنام سال ۸۸ تبدیل به یکی ازمراکزشاخص شده بود.

شایدباورتون نشه بخش توریسم    کارآفرینی  صنایع دستی   آموزشهای رایانه ای روهم راه اندازی کردم.باچادر کمردرد وسختی وخستگی فیلم می گرفتم وهرجا که می دونستم به نفع مرکزمیشه ارسال می کردم.

حالا چهره شاخصی تو استان هستم.بگذریم

مسئولین اومدن سراغم چهارروز گفتن وگفتن بیا مسئولیت فناوری رو هم قبول کن که ای کاش زبونم لال شده بودومی گفتم نه.درسال۹۱مسئول فرهنگی مرکزعوض شد.من هم شرط پذیرش فناوری روگذاشتم خروج از فرهنگی چون تنهادلیلم این بودکه ازعهده ی دوتاکاربرنمیام.

قبول کردم اما دیدم ازبدوکارفقط دکورهستم وخودشون تصمیم می گرفتند حتی تایپ هم بلدنبودند.نفهمیدم چرا ؟

بااین احوال سایت دانشگاه  ُ سایت مرکزمشاوره  وبرطرف کردن مشکلات رایانه های همکارها روانجام میدادم هیچ اضافه پرداختی هم نداشتم.اما دراکثرموارد علنا دراین سمت مانع من شدند وخودشون تصمیم گرفتندوجواب هم نداد.

ازاستان اومدندبازرسی   بهطرزمفتضحانه ای یکی ازمسئول ها شروع به حرف زدن کرد وهمه تقصیرها روانداخت گردن من

جواب دادم بعه نوعی آرام وبادلیل جواب دادم که محکوم شد.سه بار اینها محکوم شدند.استان مجبورشون کردکه اختیارات روبدن به من.تواین مدت توبرگزاری آزمون الکترونیک رشد کردیم البته توهمه مواردبالا باهمکاری همکاران صادق ودلسوزی که دارم به جز اونها.

تصمیم گرفتم وعملیش کردم .چون این استان واقعامحرومه  اکثردانشجوها حتی کاربا موس روهم بلدنیستند.کلاس آموزش رایانه گذاشتم بامربی خیلی خوب. کلی پیگیری کردم تا یکی روآوردند تاسروردانشگاه رو بازسازی کنه که بعد زدزیرقولش وگفت هیچ چی به خانم شاه حیدری یادنمیدم.مهم نبود آشنایی متوسطی داشتم وحالا هم دارم دوره های تخصصی مهندسی سیسکو رو طی می کنم.

صادقانه بگم چون ایمان به توان بالای نرم افزاریم داشتم وتو وظیفه م اجازه دخالت به افرادغیرمتخصص رونمیدم چندان براشون خوشایندنبود وبابرخوردناجوری بدون حتی یک بار بیان زحمات شبانه روزیم   من روازفناوری گذاشتند کنار.

پست مهم نیست اما حرفهایی که بعضی هازدند این مدت داغونم کرد.خسته ام کرد گفتم بیخودنیست که این استان حداقل بیست سال ازایران امروز عقب تره

من چندسال درپیام نورخوانسار کارکردم اونجا کجا  اینجا کجا   چقدرتواون مرکز برای حرف کارمندارزش قائل بودند.ژرینترمی خواستی سریع می خریدند.اطاق می خواستی بهت می دادند.شایدباورش براتون سخت باشه اما شهرستان ما  بسیاربسیار ازنظرفرهنگی ازاینجا جلوتره.درسته ضعف داره اما باید بری جاهای دیگه رو هم ببینی تا به معنای واقعی قوت فرهنگی شهرمون روبفهمی.

حالا باتوان مضاعفی دارم به یادگیری هرچه بیشتر رایانه (شبکه تعمیرات) ادامه میدم  اونم واسه خودم فقط

شوهرم تصمیم گرفته درآزمون اعزام به خارج دبیران شرکت کنه .احتمال قبولیش بالاست چون هم باسواده هم سهمیه داره.من هم مامورمیشم وباهاش میرم.می خوام مدتی دور شم.شایددیگه به اینجا هم برنگشتیم  چون چندبارازدهانش شنیدم که میگه بیا خونه روبفروشیم بریم اصفهان.راستش خیلی راغب شدم چون اینجا تا۲۰ سال دیگه هم رشدنمی کنه

خوب دوستان خسته تون نکنم

بازهم میام باروحیه شادتر.منتظر نظرات ارزشمندشماهستم می خوام ازتجاربتون استفاده کنم حتمابه وبلاگم سربزنید.