Navayejan.blogfa.com, [۲۴.۰۳.۱۷ ۰۷:۰۴]
گزيده مثل ها و كنايه هاي خوانساري 17
بشتان تپاله جمع کران گاه مین اوژ چرنا
bashtan tepala gam keran . gava mine ovash chorkn
رفتم که دنبال گاوها فضله هایشان را جمع کنم گاوها رفتند توی آب تپاله کردند.
کناه از اینکه به هر کاری دست میزنم اگه طلا هم باشه خاکستر میشه بد شانسی را میرسونه.

گا هاما شیر هاندو . اما موشالاه به چرژ
gave ma shir nemidhad. amh moshala fi shashesh.
کنایه از کارهای انجام شده به دون نتیجه اما پر زحمت و یا پر ضرر

Navayejan.blogfa.com, [۲۴.۰۳.۱۷ ۰۷:۰۵]
صد تا چاقو او سازو یکیژ دسه ندارو   

( sadta chaghu ed sazu yekizh dasta nadaru )         

صد تا چاقو می سازد یکی از آنها دسته ندارد.

کنایه از : دروغ گویی و بدقولی و انجام ندادن کار است.

 

عبدالله ملا  نه شه وختی جی اشه جمعه شه

( abdolla molla nadshe vakhtiji eshe joma she )     

عبدالله مکتب ( مدرسه ) نمی رفت وقتی هم که می رفت جمعه می رفت.

کنایه از : وظیفه نشناس و کارا رابه موقع و برعکس انجام دادن است.

 

عسب پیش کشی دندونش ورنش مارنده 

( asbe pish keshi dandunezh vernatesh marendeh )       

اسب پیش کشی دندانش را نمی شمارند.

کنایه از : کاری را که هنوز انجام نشده را روی آن حساب نکن.

 

غلا جیغه  (ghela jigha)   

نوعی کلاغ که همواره فریاد می کشد.

کنایه از : اشخاص پر سر و صدا و فریاد زننده را گویند.

 

منبع : كتاب جغرافياي خوانسار . تاليف : حميد رضا مير محمدي ( با اندکی تلخیص و تصرف )