سلام

توی این شهربروجن هرکسی کل خیابون رومال خودش میدونه.داری میری یه دفعه طرف وسط خیابون وایساده تصمیم می گیره بادخترخاله ش حرف بزنه.ماشین روبروت نیم میلی باهات فاصله داره.یهویاتغییرمسیرمیده یا تصمیم میگیره چرت بزنه درجامی زنه روترمز.امروزداشتم مسیرخودم روباآرامش طی می کردم که یکهم یه راننده پراید درجاتصمیم گرفت دور بزنه وصاف روبروی من سبزشد.تاتونستم ماشین روکشیدم کنار.اما بالاخره به گوشه سمت راست سپرماشینم گیرکردوهلم دادکنار.سپرماشینم شکست.گوشه سمت راستش رفت تووباید صافکاری بشه.پرایدی هم که جلوبندیش پاک داغون شد.اونقدرعصبانی شده بودم که نگو.فوری زنگ زدم به شوهرجان تااومد وبعدهم پلیس اومدواون رومقصرشناخت.به مدرسه غزل هم زنگ زدم تااون روخانم مدیرشون بیاره خونه.آخه مدیرشون همسایه ماست.مردم همه جمع شده بودند ومی گفتند خیلی خوب ماشین روکشیدی کناروگرنهتوتادرسمت راست داغون بود.بله اینم ازامروزما.شوهرم فردا میره بیمه تاخسارت روبگیره وفرداظهرهم ماشین میره تعمیرگاه.یادم رفتم بگم خیلی وقت بودبه خودم می بالیدم ومی گفتم توی این هفده سالی که گواهینامه دارم اصلاتصادف نکردم.خوب بالاخره دیگه...........